۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Books» ثبت شده است

228


اوکی من قبلا یه کتاب از استرید خونده بودم ، دره ی گل سرخ یا برادران شیردل و یکی از گوگولی ترین و غم انگیز ترین کتابایی بود که خوندم . بله درسته حتی هنوزم دوسش دارم با اینکه دیگه واقعا کتابه به سنم نمیخوره. عاه یوناتان عزیزم T-T

پسرم می یو حتی از اون هم بچه گونه تره و اصلا خجالت میکشم بگم الان خوندمش =) 

ولی قشنگه . خیلی قشنگه . اگه خواهر یا برادر یا حالا هر بچه کوچیک تری چیزی دور و برتون دارین به نظرم اینو براش بخونین . خیلی pure ئه.( حالا غیر از اون قسمت که میگفت یارو قلبارو در میاره و جاشون قلب سنگی میزاره XD)

مثل بقیه ی داستانای کودکه. همه ی شخصیتا گوگولین . ادم بدا زودی از بین میرن و اخرشم همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه.

داستانشم در باره ی یه پسر یتیمه که یه روز میفهمه در واقع اصلا یتیم نیست و پدرش یه پادشاهه که توی سرزمین دور منتظرشه و بعدا هم طبق یه پیشگویی هزار ساله میره که ادم بده داستان رو شکست بده :) همینقدر ملوس.

عاخ وقتی باباش بش میگفت " پسرم می یو" اصلا قلب من اب میشد *فین فین* 

 ( سپس پدرم ،پادشاه، را دیدم. ایستاده بود؛ درست همان جای قبلی؛ قبل از رفتنم به جنگل مهتابی و سرزمین پرت. ایستاده بود و دست هایش را به سوی من باز کرده بود . خودم را در آغوشش انداختم و دست هایم را بر گردنش حلقه کردم. در گوشم نجوا کرد : پسرم ، می یو.

میبینید! پدرم ،پادشاه، مرا دوست دارم و من هم او را دوست دارم )

+

(من و پدرم دست در دست قدم میزدیم و دست هایمان را تاب میدادیم. پدرم نگاهم کرد و خندید و من هم به پدرم که غرق شادمانی بود نگاه کردم.

پدرم گفت : پسرم، می یو!

فقط همین.

همان طور که دست در دست قدم میزدیم ، پدرم ،پادشاه ، گفت : پسرم ، می یو !

غروب شد و بعد هم تاریکی شب همه جا را فرا گرفت. )


دلتون برای این صحنه ها قیلی ویلی نمیره ؟ :((



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

227

+ اقا راهکار بدین من اینا رو صافشون کنم :|

++ یخده اسپویل داره

همین اول بگم این فقط بخش اول از سه بخش جلد اوله. چون نمیدونستم با چه کتابی رو به رو میشم فقط همینو تو نمایشگاه خریدم. پس هر چی میگم فقط واسه همین یه کتابه ( حالا چقدم اهمیت داره من چی میگم )

داستان از توی یه مهمونخونه شروع میشه که شخصی به اسم کوت میگردونتش ( موهاش قرمزه و دستاشم کلی ظریف و خوشگله عرررر * آب دهانش سرازیر میشود* ) ولی توی همون چند صفحه ی اول معلوم میشه که این ادم اصلا اون چیزی که به نظر میاد نیست و اینم وقتی ثابت میشه که کوت جون یه وقایع نویسو نجات میده و اونم مجبورش میکنه تا داستان زندگیشو تعریف کنه.

داستان خیلی کند پیش میره. بیشترش از زبون خود کوت یا کوئوته و گاهیم راوی سوم شخص میشه و عملا هیچ اتفاق خاصی غیر از کشته شدن پدر و مادر کوئوت و اعضای کاروان نمیفته.

 پر از توصیف و جمله های طولانی ادبیه .  ولی همینا هم قشنگن . اون حال و هوای کاروانشون و نمایشا . اسطوره ها و سرزمینا و آهنگا  و اسما اوه گاد عاشقشم TvT

و اینکه کلش یه کلیشه ی گندس . یه ادم پرفکت زجر کشیده که تو بچگیش خانوادشو از دست میده و احتمالا بعدا میره دانشگاه و کلی پرفکت میشه و حتما همه هم اذیتش میکنن و حتما باید انتظار یه دختر رو مخم داشته باشم =_=

کتاب پر از اسم اشخاص و مکانه که هیچ توضیحیم در موردشون نمیده . نمیدونم شاید تو جلدای بعدی یه چیزی باشه ولی تو این یکی خیلی گیج کننده بود ( شت الان که دارم اینو مینویسم احساس کردم قبلنم اینو نوشتم اووو )

خلاصه که تو این 288 صفحه انچنان چیز خاصی پیدا نمیکنین که برای خوندن بقیش لحظه شماری کنین ، با اینکه فضای داستان قشنگه . جادویی و افسانه ای و پر از اهنگ و داستان و این چیز جذاب در مورد نام ها (i have a thing for names ha)

ها ترجمشم خوب بود. کلا ترجمه ی خانم رفیعی خوبه . هر چند انگار یخورده سانسور داره..

احتمالا ادامش بدم . هر چی باشه هنوز جلد اولم تموم نکردم ولی خب فعلا تو اولویتم نیست. سه چهار تا کتاب نخونده ی دیگه دارم که رو دستم باد کردن =_=

اوکی همین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

224


+واه چرا چپه میشه :/

با تشکر از گلکسی عزیز که جلد اول این مجموعه رو تقبل کردن. بوس بهشون

اوکی داستان در مورد اینه که یه جوجه جادوگر به اسم ناتانیل برای اینکه از یه جادوگر دیگه انتقام بگیره یه جن باستانی رو احضار میکنه و مجبورش میکنه تا از اون جادوگره یه طلسمو بدزده . ولی خب بعدا متوجه میشه ماجرا از انتقام بچه گانه ی خودش فراتر رفته و عین چی تو گل گیر میکنه.

با اینکه جلد اول خوب بود فکر نکنم ادامش بدم . هیچ کدوم از شخصیتارو دوست نداشتم البته شخصیت خاصیم نداشت ولی خب همون چند تا همچین تو دل برو نبودن. شاید مثلا یخورده خود بارتیمیوس جالب باشه وگرنه ناتانیل یه توله ی مغرور و کله شق بود که فکر هم نکنم شخصیتش توی دوتا جلد بعدی پیشرفت چندانی بکنه، مگه اینکه با کتی (؟) رو به رو بشه و یخورده حالشو بگیره

 فضای داستان منو خیلی یاد سیپتیموس مینداخت ولی به نظرم اون خیلی بهتر از بارتیمیوسه ،هنوزم جزو کتابای مورد علاقه و نوستالژیک منه .در حالی که تنها نکته ی مثبتی که میتونم در مورد بارتیمیوس بگم همین حال و هوای جادویی داستان و تنوع موجودات جادویی بود . پانویسم خیلی داشت. با اینکه مربوط به توضیحات بارتیمیوس بود ولی انگار که حواس ادمو پرت میکرد یو نو ...

خلاصه که اینا. شاید برای کسی که سنش کمتر باشه کتاب جالبی باشه (شایدم خوشتون بیاد وتف سلیقه ها فرق میکنه من چمیدونم اصن دهنمو میبندم اصن.مثلا یادمه گلکسی دوسش داشت. به خاطر جنا و سلیمان و اینا) ولی برای من اونطور که باید نبود. هر چند از خوندنش پشیمون نیستم. بالاخره جادو و اینا D:


+ ببینم اصلا کسی غیر از سارا و گلکسی اینجارو میخونه؟ اگه نه که جمع کنم برم. حالا درسته که اینجا حکم یه دفتر خاطراتو داره و برای تخلیه احساسی خوبه ولی خب انگار که یه جورایی با دیوار حرف بزنم احساس ابله بودن بم دست میده :|


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

222

مردی به نام اوه

من از بکمن فقط مادربزرگ سلام میرساندشو خونده بودم و کلیم دوسش داشتم

این کتابشم خیلی معروف شد و گفتم بزار ببینم چه خبره

اوکی ماجرا در مورد یه مرد پنجاه و چند سالس که به تازگی زنشو از دست داده و زندگی اروم خودشو میکنه که یه روز یه سری همسایه جدید پیدا میکنه و کلا همه چی از این رو به اون رو میشه.

کتاب.. خب...بکمنی بود. خیلی اروم و با حوصله پیش میرفت و احساسات همینجوری قلپ قلپ ازش میریخت بیرون ولی چون من بعد دو سری مجموعه فانتزی خوندمش وسطش هی خوابم میبرد =)

خود اوه یه ادم بداخلاق و خشکه که در واقع اینجوری نیست ولی هست . ( یخورده شبیه بابامه . بداخلاق و اینکه هر جا میره دعوا راه میندازه.حالا نه همه جا ولی خب : دی) همیجوری که با داستان پیش میرین لایه های جدیدی از این ادم کشف میکنین . اینکه چه طور یه همچین ادمی میتونه این همه جنبه های ظریف و دوستداشتنی داشته باشه . برای من یکی از لحظات جذاب و اشک درار اونجایی بود که فهمیدم اوه نقاشی دختر پروانه رو به یخچالش زده . یا اونجایی که همه ی عکسارو با خودش میبره اینور اونور و به همه نشون میده. یا اونجا بعد مرگ اوه که 300 نفر به مراسمش میان و خیلی جاهای دیگه.

و پروانه... نمیدونم قرار بود یه شخصیت خونگرم  و شاد نشون داده بشه یا چی . به نظر من که فقط فضول و پررو بود :| من که اصلا نمیتونم همچین ادمیو تحمل کنم :| اینکه ایرانی بود هم تفاوتی ایجاد نمیکرد. دختراشم پررو بودن . اخه ادم از یه غریبه ای پد کادو میخواد ؟ :|

بقیه شخصیتا خوب بودن . خوب و قابل تحمل . ها نکته ی جالبشم اینه که همه خودشونو دوست اوه میدونستن :)  پیرمرد بداخلاق استعداد زیادی تو جذب کردن ادما داشت.

بخونیدش . اگه حوصله داشته باشین ازش خوشتون میاد.



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
orangy Blu

221

آرتمیس فاول

فکر کنم راهنمایی بودم جلد شیش این مجموعه رو گرفتم فقط به خاطر اینکه پشتش نوشته بود " در عین پیوستگی اثری مستقل است" . میدونم اسکل بودم

ولی خب اینکه هیچی از داستان نمیدونستم باعث نشد نخونمش و حالا بعد یه قرن بالاخره مجموعشو خوندم.

خب ... اممم... یخورده بچه گونه بود و خب بایدم باشه وات د فاز سنم دیگه به این چیزا نمیخوره

ولی قشنگ بود و کلیم دوسش داشتم و میدونم اگه همون راهنمایی میخوندمش عاشقش میشدم.

اکثر شخصیتارو دوست داشتم . از ارتمیس که تا دو سه تا جلد اولش بدم میومد. نکبت. هالی ، فرمانده ، فلی همه خوب بودن.

و احتمالا باتلر و مارچ هم فیوریتم باشن .عرر کلا دورفای این کتاب خیلی خوب بودن. سر بر ملا شدن راز و رمزاشون کلی بم خوش میگذشت . و اینکه همه چیشون به باد ربط داشت XD سر اون تیکه ی مجله ی " باد ها به کجا میوزند" و "ایزد مقدس گردباد ها" مرده بودم از خنده XD

جلد 5 ارتمیس یه رقیب پیدا کرد؟ خوشحالم که نویسنده دیگه ازش استفاده نکرد. حوصله ی این کلیشه ها رو نداشتم واقعا . اینکه همه همه چیزو برای هم توضیح میدادن و نقشه هاشونو برا هم برملا میکردن دیگه خودش خیلی بود :|

ها و اینکه به نظرم کتاب هفتمش اصلا ضروری نبود فقط اینکه یخورده ارتمیس به خاک سیاه نشست و طنزش بیشتر بود وگرنه هیچ ربطی به ماجرای اصلی نداشت.

خلاصه که همین.خوش گذشت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

218

سمفونی مردگان 

 اورهان ، اورهان مال دوست و برادر کش . اورهانی که به هیچ کسی جز خودش فکر نمیکنه

آیدین ، آیدینی که با همه ی ادمای شهر فرق میکنه و کتاب میخونه و شعر میگه ، عاشق دختر ارمنی میشه و دیوونه میشه

آیدا ، آیدا ی بیچاره که همه ی زندگیش توی اشپزخونه گذشته و روماتیسم داره ، عاشق آبادانی میشه، ازدواج میکنه و اخر هم خودکشی میکنه

یوسف ، یوسفی که با دیدن چتر بازا هوس میکنه پرواز کنه ولی بعد از اون دیگه یوسف نمیمونه. یوسف بیچاره ای که وقتی خونه رو سم پاشی میکنن و از خونه میرن بیرون یادشون میاد جاش گذاشتن ، یوسفی که...

پدر ، اقای پدر که از همه ی بچه هاش هیچ کیو نمیبینه ، سخت گیر و اخموئه و منفوره منفور منفور

مادر ، خانم مادری که از همه ی بچه هاش فقط آیدینو میبینه و آیدین و آیدین ....

خوندن سمفونی مردگان یه توفیق اجباری بود . از اونجایی که ملت عزیز برداشت کمتر از ده تومنو قبول نمیکنه مجبور شدم اینو هم بخرم .پشیمون نیستم ولی باعث شد تا مدت ها سراغ رمان ایرانی نرم.

داستان... اممم اینجوری بگم که داستان خاصی نداره.همه تفکرات و توهمات سه تا از شخصیتای کتابه . 

اورهان ، آیدین و سورمه . هر چند به نظرم به سورمه نیازی نبود . من بیشتر میخواستم در مورد آیدا بدونم . در مورد افکارش توی خونه ی پدریش . ازدواجش و اینکه چرا اخر خودشو آتیش زد.. دخترک مظلوم انگار که خود نویسنده هم فراموشش کرده بود.

یه چیزاییو هم اصلا نفهمیدم. نفهمیدم سورمه چه جوری مرد ، سرنوشت آیدین چیشد ، چرا آیدا خود سوزی کرد و...

خلاصه اگه اهل داستانای ایرانی هستین و با فضای غم انگیز و مریض مشکلی ندارین به نظرم بد نیست امتحانش کنین.


" دلش میخواست بخوابد. و خوابید. آرام خوابید . و طناب جوری سیخ و صاف بالای آب ، نزدیک سرش مانده بود که هر کس می دید میگفت : مردی خود را در اب حلق اویز کرده است "




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

216

1984

اوکی من نظری در مورد این کتاب ندارم . معروفه ، همه خوندنش و نقدای فوق خفنم درموردش هست پس من ساکت میشینم .

البته یکی از دلایلشم اینه که من کلا در مورد چیزایی که توشون جادو جنبل و اژدها نیست نظر خاصی ندارم =)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

215


همین اول کار بگم که یکی از عجیب ترین کتاب هایی بود که خوندم. یه جورایی اممم خاص بود =)

اوکی داستان اینه که یه بابایی به اسم ارتور توی سیاره ی زمین زندگی میکرد ، یه روز صبح از خواب پا میشه و میفهمه که میخوان خونشو به خاطر اینکه توی مسیر احداث بزرگراهه خراب کنن و بعدترش هم میفهمه که یه سری موجودات از یه سیاره ی دیگه میخوان کره ی زمینو به خاطر اینکه توی مسیر احداث یه بزرگراه کهکشانیه نابود کنن و خب نابودم میکنن ، زمین توی همون یکی دو فصل اول بخار میشه =))

ولی ارتور با دوست فضاییش فرار میکنه و اینا.

اون اول کتاب کلی حرفای قلمبه سلمبه میزنه که اره این کتاب خیلی عمیقه و پر از طنز تلخه و blah blah blah 

ولی به نظرم اینجوری نبود . ینی خب یه سری نکته های جالب داشت مخصوصا توی جلد دوم اونجایی که میرن سراغ اون پیرمردی که دنیارو اداره میکنه و اسم گربشو گذاشته گاد ! ولی در کل بیشترش طنز بود و پر از ماجراهای بی سر و ته و مریض :دی. ولی به عنوان زنگ تفریح خوبه

پشت جلد نوشته مجموعه ی 5 جلدی . نمیدونم چشمه بقیه رو ترجمه کرده  یا نه چون من توی نمایشگاه کتاب فقط همین دو تا رو دیدم . حالا یا من حواسم نبوده یا هنور ترجمه نشدن.

+ها این وسط مسطا یه چیزاییم در مورد معنای زندگی پیدا میکنین که به نظر میاد موضوع اصلی کتاب باشه =)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

213

پندراگن

خیلی دلم یه همچین کتابی میخواست یو نو دلم برای داستانای اینجوری تنگ شده بود . دوسش داشتم هر چند به نظرم عالی نبود، غر غر زیاد دارم که بزنم و احتمالا یکی از دلایلشم اینه که دیر خوندمش ینی مثلا اگه حداقل سه چهار سال پیش پندراگنو میخوندم مطمئنم خیلی بیشتر ازش لذت میبردم.

داستان چیز خاصی نداشت ، پیچیدگی خاصی نداشت. همون ماجرای پسر بی عرضه که قراره با اهریمن مبارزه کنه و اینا ولی خب همه چیش دوست داشتنی بود . داستان  ، قلمروهایی که توصیف میکرد ( کلرال فیوریت منه *-*) ،شخصیتا ( اسپیدر کیوت TvT)

تنها کسی که یخورده باهاش مشکل داشتم کورتنی بود . جلدای اول مشکلی باهاش نداشتم .همه ی ویژگی هایی که من توی یه شخصیت دختر دوست دارمو داشت ولی خب بعدش اممم نمیدونم یه جورایی رفتاراش برام آزار دهنده بود . هر چند ازش بدم نمیاد فقط حسی نسبت بهش ندارم !

یه مشکلی هم که به نظرم داشت این بود که از جلد 5-6 به بعد عملا هیچ اتفاق خوبی نمیفته ! یه سری پیروزی های کوچیک دارن ولی خب بعدا چند برابرش رو سرشون خراب میشه ! حالا درسته که ادم خوبا همیشه نباید برنده شن ولی اینش یخورده زیاده روی بود به نظرم. بعد به جاش جلد اخر همه چی خوش و خرم جلو رفت و تموم شد وتف :|

در کل به نظرم کتاب خوبیه و ارزش یه بار خوندنو داره.

+اخرش چی شد دقیقا؟ :|

++اوه دلم برای سنت دین سوخت . اون اخرا که گریه میکرد و  میرفت پیش مسافرا و بشون التماس میکرد . میدونم نباید دل بسوزونم براش ولی من همیشه لحظه های اخر به حال شخصیتای منفی غصه میخورم هممم...

+++ بابی شیپ خورش خیلی ملسه . ینی انقدر که میشه اینو با همه شیپ کردا  حالا نه همه وتف چندش میشه ولی خب i'm all for اسپیدر x بابی

لور x بابی ، مارک x بابی ، کلا مسافرا به جز گانی و کاشا x بابی .ha

اوه یه شیپ خیلی خجالت اورم دارم که اونو نمیگم... مارک x کورتنی x بابی: *whispers*.آی نو آی نو شیم ان می =)



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu

212

اوکی لینکایی که برای ارتمیس فرستاده بودین رو نگاه کردم

فقط جلد اولو دان کردم ولی اینجوری بود که فصل یک تا هفت تایپی بود دو تا فصل بعدی کپی. کپیشم اصلا واضح نبود :( رفتم بازم بگردم تقریبا همه ی سایتا اینجوری بودن Uhg . ولی بازم تشکر . شاید بعدا برم جلدای دیگرم دانلود  کنم . ممکنه اونا خوب باشن

ولی فعلا ارتمیسو ول کردم . پندراگن میخونم ^v^

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
orangy Blu