The future is over

The future is over
منوی بلاگ
آخرین مطالب
  • ۹۸/۰۹/۱۴
    557
  • ۹۸/۰۹/۱۳
    556
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    555
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    554
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    553
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    552
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    551
  • ۹۸/۰۹/۰۹
    550
  • ۹۸/۰۹/۰۶
    549
  • ۹۸/۰۹/۰۵
    548

۱۲ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۷ ، ۱۱:۳۶
orangy Blu

میخوام اول یه فس کتکش بزنم بعد بوسش کنم بعد انقدر تکونش بدم تا جای معده و مغزش با هم عوض شه بعد یه بغل محکم و طولانی بش بدم بعد دوباره بزنمش و بش بگم خیلی دوسش دارم و یه ادم فوق العاده پرفکته و ای کاش ای کاش ای کاش میتونستم اون فکرای مریضی که داره اون ذهن طلایی و خوشگلو میخوره بکنم بندازم دور و بازم بش بگم دوسش دارم و خوشحالم که وارد زندگیم شده و ای کاش که هیچوقتم نره و اصن بیاد پیش خودم تا لای پتو ساندویچش کنم و بش شیر کاکائو داغ بدم و با هم بشینیم فیلم ببینیم انیمه ببینیم اصن هر چی خودش بخواد ببینیم و بازم بش بگم دوسش دارم و بسه انقدر خودتو اذیت نکن بسه انقدر چرت و پرت درباره ی خودت نگو بسه انقدر خودتو نابود نکن و خیلی خوبی خیلی ماهی خیلی خیلی خیلی

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۷ ، ۲۳:۱۳
orangy Blu

https://instagram.com/hodarostami?utm_source=ig_profile_share&igshid=3cxrmv5ueo69

ایشونو دیدین؟

ببینین تا لذت ببرید و حرص بخورید

من سر چند تا از استوریاش رسما داشتم جامه میدریدم از بس که جادویی و خفن بودن

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۷ ، ۲۱:۴۷
orangy Blu
سیاهچاله ی ناراحتی و بی حوصلگی داره منو میخوره
هلپ
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۶:۵۳
orangy Blu

نمیدونم چیکار کنم

اصلا نمیدونم باید کاری بکنم یا نه

میترسم یه روز به خودم بیام و ببینم گمش کردم و حتی یادم نباشه کِی.مثل بقیه ادمایی که گم کردم و دیگه نتونستم پیداشون کنم...

 


موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۶ آذر ۹۷ ، ۲۰:۰۲
orangy Blu
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۶:۰۰
orangy Blu

یو نو احساس میکنم نیاز به این دارم که با یه ادم جدید اشنا بشم

نه اینکه دوستای خودم بد باشن ، نه دلتونم بخواد

ولی خب مثلا سارا و گلکسی که دورن . هر چقدرم بخوام 24 ساعت شبانه روز باشون چت کنم ( که دیگه نمیکنم . من را چه شده است؟ )به اندازه ی اینکه اینجا پیش خودم باشن کیف نمیده

تو دانشگاهم که خب فقط مهتابو دارم . البته بازم میگم ،مهتاب گوگول و پرفکته و خیلیم دوسش دارم( هیچ وقت اینو بش نمیگم : دی ) ولی حتی اونم خیلی نمیبینم. مخصوصا اینکه این ترم تایم کلاسامون به هم نمیخوره و کلا شاید دو روز بتونیم با هم ول بچرخیم

بعد مشکلم اینه که ادمی نیستم که بخوام یه رابطه رو شروع کنم . حتی تو پیش بردنشم دست و پا چلفتیم

میدونم ظاهرمم اصن کسیو جذب نمیکنه : دی. اکثر مواقع تیپ جذابی ندارم و کلا یخورده شلختم

خلاصه که بیاید با من دوست شید بی تربیتا :( 

ادم خوبیما :(

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۰:۵۹
orangy Blu

یه پیرمرده هست سر کوچه 38 میشینه

از ایناییه که کفشا رو تعمیر میکنه. هر روز وقتی کارش تموم میشه میز و صندلیشو همونجا میزاره و روز بعد دوباره میاد کارشو شروع میکنه

فکر کنم سیدم باشه.  یه کلاه یا شال سبز یادمه...

اصن هر وقت میبینمش یه احساس خیلی گرم و گوگولی بم دست میده

ای کاش هیچوقت نمیره :(

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۷ ، ۲۰:۰۷
orangy Blu

اگه دخترا میتونن شلوار بپوشن پس چرا پسرا نمیتونن دامن بپوشن؟ 

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۷ ، ۱۷:۰۷
orangy Blu

چی میشه اگه خدا هم اشتباه کنه؟ 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۳:۵۴
orangy Blu