The future is over

The future is over
منوی بلاگ
آخرین مطالب
  • ۹۸/۰۹/۱۴
    557
  • ۹۸/۰۹/۱۳
    556
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    555
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    554
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    553
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    552
  • ۹۸/۰۹/۱۱
    551
  • ۹۸/۰۹/۰۹
    550
  • ۹۸/۰۹/۰۶
    549
  • ۹۸/۰۹/۰۵
    548

۲۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۷ ثبت شده است

خیلی ببخشیدا ولی اگه پیامبر و ائمه "توانایی" گناه کردنو نداشتن،دقیقا چی باعث میشه این اشخاص خاص باشن؟

اینکه خدادادی نتونی کار اشتباه بکنی هنر نیست و واقعا کسیو ادم خاصی نمیکنه ...


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۷ ، ۱۰:۴۹
orangy Blu

دلتون بسوزه شما سارا ندارید 😎

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۱۴:۳۰
orangy Blu

اوکی قراره زیاد حرف بزنم

و اینکه همه ی چیزی که میگم بر اساس جلد اوله( این سمت چپیه) چون متاسفانه نتونستم بیشتر از این ادامه بدم و قراره با نام باد هم مقایسه ش کنم( میدونم اصن ربطی به هم ندارن ولی اینکارو میکنم چون میتونم *سیگار*)

اوکی داستان توی یه دنیای جادویی اتفاق میفته. چندین دنیای موازی وجود دارن که همشونم به وسیله ی یه شهری به اسم لندن :دی به هم وصل میشن.4 تا لندن داریم : لندن خاکسری،لندن سرخ،سفید و سیاه

شخصیت اصلی ما از بازمانده های یه گروه ادمه به اسم انتاری ؟؟ که میتونن راحت بین این دنیاها رفت و امد کنن.البته غیر از لندن سیاه که سقوط کرده.

حالا این ادم که اسمش کل ئه با یه دختری به اسم لیلا؟؟ اشنا میشه ( و فک کنم بعدا رابطه شون تبدیل به رابطه عاشقانه میشه که کاملا توقعشو داشتم چونکه اصن کتابی بوده من بخونم و اخرش اینجوری نشه؟؟) و این دوتا یه تیکه سنگ جادویی پیدا میکنن که خیلی خطرناکه و بابد ببرنش لندن سیاه تا نابودش کنن.

من واقعا واقعا واقعا توقع بیشتری از این جلد داشتم.فک میکردم لندن سیاه رو میبینم ولی نچ.داستان توی مسیری پیش رفت که انتظارشو نداشتم و نمیدونم الان این خوبه یا بد !

با خود کل و لیلا هم نتونستم ارتباط چندانی برقرار کنم. بد نبودنا ولی خب من اونجور که باید دوسشون نداشتم

کتاب Young Adult ئه ولی به نظرم بچه گونه تر بود. البته شاید اشکال از ترجمه باشه و یا سانسور داشته باشه ( که فک کنم داره و یا خواهد داشت.چون کتاب یه گی کاپل داره و احتمالا بین کل و لیلا هم یه چیزایی پیش میاد)

کتابم از زبون سوم شخصه که هم دوسش دارم و هم ازش متنفرم. چرا؟ به خاطر اینکه سوم شخص باعث میشه ادم با شخصیت های مختلف اشنا شه.هر کدومشون فرصت اینو دارن که بدرخشن و نقش خودشونو ایفا کنن.بر خلاف اول شخص که خواننده فقط با شخصیت اصلی اشنا میشه و یا حتی اگه به بقیه هم پرداخته بشه از دید شخصیت اصلیه و این باعث میشه قضاوت های بیجا و اشتباه در موردشون بکنیم ولی خب برای من یه بدی داره و اون اینه که من واقعا حوصله ندارم از دید صد نفر ادم داستانو بخونم. مجبورم دید شخصیتایی که ازشون خوشم نمیاد رو هم تحمل کنم و معمولا حوصلم سر میره :/

حالا مقایسه ش با نام باد چی؟ (مترجم و انشارات هر دو یکیه. احتمالا به خاطر همین موقع خوندم این همش به نام باد فک میکردم :/ ) من نام بادو خیلی بیشتر دوست داشتم. اون حتی ترجمشم شاعرانه بود و مطمئنم اگه اصلیشو بخونم عقل و هوشمو از دست بدم : دی

با اینکه از اون دختره ( چی بود اسمش. همون که کوئوت دوسش داشت) خوشم نمیومد و یه سری ارک عجیب غریب داشت و نویسنده خیلی داستانو کش میداد ولی برخلاف سایه های جادو حوصلم خیلی سر نمیرفت و در کل دوسش داشتم. به نظرم داستانش پخته تر بود...

+و الان من با اون جلد دومش چیکار کنم؟ گاد چرا فک نکردم که ممکنه ازش خوشم نیاد؟ جلد دوم تقریبا 40-50 تومن شد و الان واقعا دارم میسوزم.حیفم میاد ولش کنم ولی واقعا انگیزه ی خوندن بقیه شو ندارم. اگه کسی کتابو کامل خونده بیاد بگه چی میشه و ایا ارزش خوندن داره و با روحیه و علایق من سازگاره یا خیر ( که البته کسی نمیاد بگه چون اینجا رو ظاهرا فقط 5-6 نفر میخونن) و اگه کسیم خونده و خوشش اومده بیاد بگه. شاید نظرم عوض شه و  بقیه شو بخونم :(

++ اگه تا اخر این پست رو خوندین واقعا باید بتون جایزه داد

+++فک کنم تندیس هر سه جلدو ترجمه کرده ولی خب من ترجمه مربم رفیعی رو به همه ترجیح میدم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۱۰:۲۸
orangy Blu

نمیدونم کی میخوام متوجه این موضوع بشم که دیگه هیچ کتاب فانتزی اونجور که باید منو جذب نمیکنه؟

خیلی لوس شدم :(

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۳۹
orangy Blu

 زنان علیه زنان؟ استاد اندیشه 2.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۷ ، ۱۸:۴۴
orangy Blu

اوکی اممم خیلی عجیب بود. اگه میدونستم اینجوریه شاید نمیخریدمش ولی الانم همچین پشیمون نیستم

داستان توی یه عالم دیگه اتفاق میفته. یه چیزی مثل برزخ. و پر از ارواحیه که فک میکنن مریضن و قراره به زودی حالشون خوب بشه و از اونجا برن.

وقتی هر کدوم داستانشونو میگفتن با اینکه میدونستم مردن ولی خب اخرش به شوک خفیفی بم وارد میشد.ادم چقدر راحت میتونه بمیره. بدون هیچ نشونه ای و در اخرم به راحتی فراموش شه...

یه تیکه ای که خیلی خیلی دوست داشتم اونجایی بود که اون شکارچی کنار حیوونایی که در طول حیاتش کشته بود نشسته بود و هر کدوم رو هفته ها یا ماه ها بغل میکرد و باشون حرف میزد و اونا هم کم کم جون میگرفتن و از پیشش میرفتن. خیلی تصویر دردناک و قشنگیه. ادمی که سال ها کشته حالا مجبوره به همون موجودات زندگی ببخشه...

شیوه ی روایت داستانم عجیبه. اینجوریه :

کل کتاب همین جوریه و پر از اسم. که اهمیت زیادیم ندارن.غیر از اونایی که نقش بیشتری تو ماجرا دارن

اوه و اینکه پایانش خیلی wtf طور بود. الان تموم شد؟

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۷ ، ۱۳:۳۳
orangy Blu

چرا بعضیا انقدر کیوتن ؟

پس عدالت خدا چی میشه؟

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۷ ، ۱۴:۲۸
orangy Blu

من تا حالا هیچ کتابی از  stephen king نخوندم

چقدر از زندگی عقبم؟ 👀

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۷ ، ۱۰:۱۶
orangy Blu

 این سقوط گوندولین چرا چاپ نمیشه :(

انگلیسیشم که گیر نمیاد :(

پی دی افم چشام در میاد :(

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۵۸
orangy Blu

اقا احساس میکنم تمام سلولای مغزیمو از دست دادم =)))

خیلی حوصلم سر رفت. خیلیییییی

این دو روز پدرم دراومد تا تمومش کردم. تازه صد صفحه ی اخرو سرسری خوندم تا زودتر از شرش راحت شم

کتاب بدی نیستا. بابا معروفه و ادمای خفن درموردش نقد نوشتن ولی خب برای من نبود. یا حداقل برای الان من. حداقل 3-4 سال زودتر خوندمش

نمیدونم شاید اگه چند سال دیگه دوباره برم سراغش ازش خوشم بیاد..

+ این تیکش خیلی خوب بود =))

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۷ ، ۲۱:۰۸
orangy Blu