250

اینو چند ماهه میخوام بخونم ولی خب حوصله نداشتم برم بیرون، حوصله ی نسخه ی الکترونیکی هم نداشتم از بس که چشام در میاد موقع خوندنش ولی امروز توی نمایشگاه کتاب دانشگاه یافتمش و تازه تخفیفم داشت : دی. و باید بگم الان که خوندمش فقط میتونم بگم : هولی شت 

ای مین ، خیلی عجیب غریب بود . اصن نمیدونم در موردش چی بگم....

داستانم احتمالا خودتون میدونید دیگه ( فکر کنم فقط من مسخ نخونده بودم )

در مورد یه یاروییه که یه روز صبح از خواب بیدار میشه میبینه تبدیل به یه حشره شده و کتاب کلا در مورد احساسات و افکار این ادم/سوسک و اعضای خانوادشه که چه طور رفتارشون باهاش عوض میشه و اینا...

+من اخرش نفهمیدم چرا این عکسا چپکی میشن

++ سارا تو اینو نمیخواستی بخونی؟ :| من اصن یادم نبود بیام چک کنم با هم بخونیم شت شت...

۳ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
S
۰۶ آبان ۱۴:۲۱
نه اصلا اسمش هم به گوشم نخورده بود. عجب داستان عجیبی داره! 

پاسخ :

عه پس چرا فکر کردم تو لیستت بود 👣
S
۰۶ آبان ۱۴:۲۲
ولی دفه بعد بیا بگو یه چی با هم بخونیم :(

پاسخ :

های :(
MadGirl
۱۰ آبان ۱۸:۵۶
این داستان یکی از معروفترین داستانیا تاریخ و معروف ترین داستان خود کافکاست. کافکا خودش کلا موجود عجیبی بوده. جالبه بدونی که این داستان برای خودش یکم بار کمدی داشته و وقتی برای دوستاش میخوندتش باهم میخندیدن. 
خود کلمه مسخ یک لغته که در ایین هندو ازش استفاده میشه و مربوط به تناسخ روح انسان در حیوانه. سه تا لغت دیگه شبیه این داریم که مربوط به تناسخ روح انسان در جماد، نبات و انسان دیگر میشه.

پاسخ :

ترسناک بود چه طور خودش میخندید بهش D:
هوم اره . اینیم که تبدیل به یه حشره ی چندش شده بود یه ربطی به زندگی پر از شکست ادمیزادیش داشته...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان