ناطور دشت

من الان چشام داره در میاد. یه پی دی اف ازش پیدا کردم با یه ترجمه ی عهد بوقی و یه فونت عهد بوقی تر و عاااا چشام ><

اوکی داستان در مورد یه پسر نچسبه که از مدرسه اخراجش میکنن و اینم از مدرسه میزنه بیرون و تا قبل رسیدن نامه ی اخراجش به خانوادش دو سه روز تو خیابونا سرگردون میمونه.

من اصلا نمیدونم در مورد این جور کتابا باید چه حسی داشته باشم :(

از اکثرشون خوشم نمیاد ولی همون اکثرشونم کتابای معروفین . اینم از همون اکثرشوناس. ولی چیز خوبی که داشت به نظرم رک گویی شخصیت اصلی و افکار نوجوانانه و سرکشش بود .

یه جمله ی جذابم داشت که این بود : علامت انسان رشد نیافته این است که میخواهد بزرگوارانه در راه یک هدف جان بسپارد ، و حال انکه علامت انسان رشد یافته این است که میخواهد در راه یک هدف به فروتنی زندگی کند.