+ اقا راهکار بدین من اینا رو صافشون کنم :|

++ یخده اسپویل داره

همین اول بگم این فقط بخش اول از سه بخش جلد اوله. چون نمیدونستم با چه کتابی رو به رو میشم فقط همینو تو نمایشگاه خریدم. پس هر چی میگم فقط واسه همین یه کتابه ( حالا چقدم اهمیت داره من چی میگم )

داستان از توی یه مهمونخونه شروع میشه که شخصی به اسم کوت میگردونتش ( موهاش قرمزه و دستاشم کلی ظریف و خوشگله عرررر * آب دهانش سرازیر میشود* ) ولی توی همون چند صفحه ی اول معلوم میشه که این ادم اصلا اون چیزی که به نظر میاد نیست و اینم وقتی ثابت میشه که کوت جون یه وقایع نویسو نجات میده و اونم مجبورش میکنه تا داستان زندگیشو تعریف کنه.

داستان خیلی کند پیش میره. بیشترش از زبون خود کوت یا کوئوته و گاهیم راوی سوم شخص میشه و عملا هیچ اتفاق خاصی غیر از کشته شدن پدر و مادر کوئوت و اعضای کاروان نمیفته.

 پر از توصیف و جمله های طولانی ادبیه .  ولی همینا هم قشنگن . اون حال و هوای کاروانشون و نمایشا . اسطوره ها و سرزمینا و آهنگا  و اسما اوه گاد عاشقشم TvT

و اینکه کلش یه کلیشه ی گندس . یه ادم پرفکت زجر کشیده که تو بچگیش خانوادشو از دست میده و احتمالا بعدا میره دانشگاه و کلی پرفکت میشه و حتما همه هم اذیتش میکنن و حتما باید انتظار یه دختر رو مخم داشته باشم =_=

کتاب پر از اسم اشخاص و مکانه که هیچ توضیحیم در موردشون نمیده . نمیدونم شاید تو جلدای بعدی یه چیزی باشه ولی تو این یکی خیلی گیج کننده بود ( شت الان که دارم اینو مینویسم احساس کردم قبلنم اینو نوشتم اووو )

خلاصه که تو این 288 صفحه انچنان چیز خاصی پیدا نمیکنین که برای خوندن بقیش لحظه شماری کنین ، با اینکه فضای داستان قشنگه . جادویی و افسانه ای و پر از اهنگ و داستان و این چیز جذاب در مورد نام ها (i have a thing for names ha)

ها ترجمشم خوب بود. کلا ترجمه ی خانم رفیعی خوبه . هر چند انگار یخورده سانسور داره..

احتمالا ادامش بدم . هر چی باشه هنوز جلد اولم تموم نکردم ولی خب فعلا تو اولویتم نیست. سه چهار تا کتاب نخونده ی دیگه دارم که رو دستم باد کردن =_=

اوکی همین.