The future is now

درباره بلاگ
The future is now
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۹/۲۳
    166
  • ۹۶/۰۹/۰۵
    165
  • ۹۶/۰۸/۳۰
    164
  • ۹۶/۰۸/۲۹
    163
  • ۹۶/۰۸/۲۶
    162
  • ۹۶/۰۸/۲۵
    161
  • ۹۶/۰۸/۲۲
    160
  • ۹۶/۰۸/۱۱
    159
  • ۹۶/۰۸/۱۱
    158
  • ۹۶/۰۸/۰۸
    157
۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۹:۴۶

162

دو سال پیش با دوستم میخواستیم بریم نمایشگاه کتاب

نه مامان اون میتونست بیاد نه مامان من

قرار شد با خاله من بریم

شب ماماش زنگ زد خونمون بعد از اینکه مشخصات خالمو پرسید ( سنش شاید؟)

گفت چرا هنوز ازدواج نکرده

همون لحظه ازش بدم اومد. از کی تاحالا معیار خوب و بد بودن ادما شده ازدواج؟ حتی اگه قصدشم این نبوده دلیلی نداشت این سوالا رو بپرسه

بعدشم تو که اعتماد نداری برای چی دخترتو میفرستی اخه

فرداشم خودش مثلا اومد دنبالمون ( بعد اینکه کلی لفتش داد) بعد خواهرشو برد یه جا رسوند بعد مارو برد ترمینال :|

اصن چرا الان اینو یادم اومد؟ نمیدونم...



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۶
orangy blu

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی