میدونید دلم برای چی میخواد؟

بشینم مانگا بخونم ، انیمه ببینم ،فیک بخونم (البته این یه مورد رو نمیدونم میتونم یا نه چون نویسنده های مورد علاقم غیبشون زده و تمام داستاناشون نصفه مونده T_T )

کتاب بخونم بدون اینکه از داستان و یا شخصیتا بدم بیاد ( من خیلی سخت میپسندم یه داستانی رو :| )

برم کلاس زبان همون آموزشگاه جزغلیه بعد شاید بتونم بقیه زبان هاشو هم امتحان کنم

یه تولد درست و حسابی برم ( من از این جور مراسما بدم میاد ولی معمولا تولد دوستام بهم خوش میگذره که خیلی وقته دیگه برام لذت بخش نیستن :(  )

اسماعیلی رو پیداش کنم (اخه نکبت تو خودت یه یادی نباید از من بکنی؟ )

اون اتفاق خوبی که قراره بیفته ،بیفته (برای خودم نیست) چون احتمالا خیلی از مشکلات خانواده حل بشه

بشینم انقدر نقاشی کنم تا چشام دراد 

برم جودو 

و و و .....